الفيض الكاشاني

376

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

هستند كه به پديد آوردن بدعت و اعتقادات فاسد در دين شناخته شده‌اند ، و يا به كسى منسوب كرده كه چگونگى حال و اعتقاد او شناخته نيست و كسى كه معتقد به اوست او را خلاف آنچه هست در خواب مىبيند . روشن است كه در ذكر اينها هيچ سودى نيست از اين رو ما از آنها چشم مىپوشيم . آنگاه حديثى را كه از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله در مقدمه گفتار خود نقل كرده مشعر بر اين كه آن حضرت فرموده است : « هر كس مرا در خواب ببينيد به حقيقت ديده است » بدين معنا نيست كه هر كس صورت انسانى را در خواب بيند و توهّم كند و يا به او گفته شود كه او پيامبر است به هر صورتى كه باشد پيامبر مىباشد بلكه معنايش اين است كه اگر كسى آن حضرت را به همان صورت و ويژگيهايى كه در دنيا داشته است در خواب ببيند براستى او را ديده است چه شيطان بدان صورت و هيأت تجسّم نمىيابد . بنابراين رؤيت آن حضرت در خواب نسبت به كسانى درست است كه در حيات او آن بزرگوار را ديده و ويژگيهايش را شناخته و سپس او را در خواب با همان خصوصيّات ديده باشند و آن كه او را نديده و تنها اوصاف او را شنيده است مشمول اين حديث نيست ، چه ممكن است شيطان به صورتى غير از صورت او مجسّم شود و سپس بينندهء خواب را به اين توهّم اندازد كه اين پيامبر مىباشد ، و اين مطلب به حمد اللّه روشن است . بخش دوّم اين بخش از كتاب ذكر مرگ در احوال ميّت از زمان نفخهء صور تا استقرار او در بهشت يا دوزخ است و تفصيل هولها و خطرهايى است كه در پيش روى اوست بدين شرح : بيان نفخهء صور ، زمين محشر و اهل آن ، عرق اهل محشر ، درازى روز قيامت ، روز قيامت و سختيها و نامهاى آن ، پرسيدن از گناهان و كيفيّت ميزان ، طلبكاران و ردّ مظالم ، چگونگى صراط ، شفاعت ، حوض ، جهنّم و هولها و عذابهاى آن ، مارها و كژدمهاى جهنّم ، بهشت و انواع نعمتهاى آن ، شمار بهشتها ، درها ، غرفه‌ها ، ديوارها ، درختهاى بهشت ، و نهرهاى آن ، لباس بهشتيان و فرشها و تختهاى آنها ، خوراكها و نوشيدنيهاى بهشتيان ، اوصاف حور العين و ولدان و بابى در فراخى رحمت پروردگار كه به خواست خدا اين كتاب بدان پايان مىيابد . بيان نفخهء صور ( 1 ) سختى حال ميّت در سكرات مرگ ، بيم از خطر سوء عاقبت ، تحمّل تاريكى گور و كرمهاى آن ، سؤال منكر و نكير ، عذاب قبر و خطرات آن اگر مستوجب خشم خداوند باشد از آنچه پيش از اين ذكر گرديد دانسته شد و از همهء اينها بزرگتر خطرهايى است كه پيش رو